سيد علي اكبر قرشي

95

قاموس قرآن ( فارسي )

* ( أَدْرَكَه الْغَرَقُ قالَ آمَنْتُ أَنَّه لا إِله إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِه بَنُوا إِسْرائِيلَ ) * يونس : 90 . تا چون غرق او را دريافت گفت : ايمان آوردم كه معبودى نيست جز آنكس كه بنى اسرائيل به او ايمان آورده‌اند . * ( وَأَغْرَقْنا آلَ فِرْعَوْنَ ) * بقره : 50 . تمام الفاظ اين ماده در قرآن مجيد بمعنى غرق در آب به كار رفته جز دو آيهء زير : * ( وَالنَّازِعاتِ غَرْقاً ) * . . . * ( آلَ فِرْعَوْنَ ) * بقره : 50 . تمام الفاظ اين ماده در قرآن مجيد بمعنى غرق در آب به كار رفته جز دو آيهء زير : * ( وَالنَّازِعاتِ غَرْقاً . وَالنَّاشِطاتِ نَشْطاً ) * نازعات : 1 و 2 . * ( غَرْقاً ) * بر وزن فلس بمعنى شدّت است گويند : « غرّق و اغرق فى القوس » يعنى كمان را بغايت شدت كشيد . * ( غَرْقاً ) * صفت مصدر محذوف است يعنى : « و النّازعات نزعا غرقا » قسم بكشندگان كشيدن شديد معنى آيه در « دبر » ديده شود . غرم : ( بر وزن قفل ) ضرر مالى . در مجمع فرموده : غرم و مغرم نائبه ايست عارض بمال بىآنكه صاحبش خيانتى كرده باشد و اصل آن بمعنى لزوم است . قول راغب نيز چنين است * ( وَمِنَ الأَعْرابِ مَنْ يَتَّخِذُ ما يُنْفِقُ مَغْرَماً ) * توبه : 98 . « مغرم » چنان كه گفته شد مصدر ميمى است بمعنى غرامت يعنى بعضى از اعراب باديه نشين انفاق خويش را غرامت ميپندارند . ايضا در آيهء * ( أَمْ تَسْئَلُهُمْ أَجْراً فَهُمْ مِنْ مَغْرَمٍ مُثْقَلُونَ ) * طور : 40 ، قلم : 46 . يا از آنها مزدى براى رسالت ميخواهى كه از غرامت ، سنگين و ناتوانند . غريم : بداين و مديون هر دو اطلاق مىشود چون هر يك در دادن و گرفتن ملازم همديگراند ، بعضى در وجه تسميه گفته‌اند : داين ملازم مديون است كه حق خويش را بگيرد و دين ملازم مديون است . ولى غارم بمعنى قرضدار و مديون مىباشد * ( إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَالْمَساكِينِ ) * . . . * ( وَالْغارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ الله . . . ) * توبه : 60 . كه مراد از غارمين قرضدارانند . غَرام * ( وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذابَها كانَ غَراماً ) * فرقان : 65 . غرام بمعنى ثابت و لازم است در مجمع فرموده : غرام اشدّ عذاب